شب نامگذاری
شب 7 روزگیت همون روزی که از بیمارستان آوردیمت یه جشن کوچولو گرفتیم و بابایی توی گوشت اذان گفت و 3 تا اسم که انتخاب کرده بودیم (مرسانا . پارمین . نرسا ) روی کاغذ نوشتیم و گذاشتیم تو قران و نگین دخترخالت اسم زیبای پارمین رو برداشت و خودم و بابا رضا از ته قلبمون این اسم رو دوست داشتیم .
پارمین به معنای تکه ای از بلور و نام همسر داریوش هخامنشی است .
اینم بابایی دارن در گوشت اذان میگن کوچولوی من.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شب نامگذاری
